دیریست بی تو میگذرد، عجبا دل نمیگذرد...
۱- وبلاگ موناَمور بعد از ماه ها در همین آدرس سابق با همین مدیریت محترم قبلی به فعالیت خود در جهت: غنی سازی ادبیات فارسی برای مصارف غیر نظامی ادامه میدهد!
۲- آقا راست میگن ازدواج آدمو از کار و زندگی میذاره!
۳- ممنون از دوستانی که تبریک گفتند.
۴- از 14 آذر تا 1۷ آذر چندمین سالگرد اون ایام زلزله واره!
۵- اولین کامنت یک کاریکلماتور با حال و هوای ماه های اخیر ایرانه...
+
نوشته شده در پنجشنبه
1388/09/05ساعت 10:31 توسط مجید
|
آرامگاه من، نه در بقیع و نجف، نه در شیراز و اصفهان، که در قتلگاه چشمهای توست...
+
نوشته شده در جمعه
1387/09/01ساعت 19:58 توسط مجید
|
جانم به لبم رسید، لبم به جانم نرسید...
+
نوشته شده در شنبه
1387/08/04ساعت 18:17 توسط مجید
|
۱- به یادَت هست که دنیای من بودی؟ لبخند سردت دیشب با من گفت: دیگر از دنیا رفتهام...
۲- عزیزم میخوام برای برگشتنت یک هفتهی کامل چلّه بشینم!
۳- عزیزم هیچ وقت نفهمیدمِت، یه چیزی تو مایه های شیمی ِ دبیرستانی!
+
نوشته شده در چهارشنبه
1387/07/24ساعت 20:51 توسط مجید
|
۱- دستم به خواب رفته بود، خواب میدید که در آغوش گرم دستهای توست...
۲- تو به دل من نشستی و من به دل تو، راست میگن مرغ همسایه غازه!
+
نوشته شده در دوشنبه
1387/06/11ساعت 18:53 توسط مجید
|
۱- تا شاید بازآیی، از دستانم تندیس قنوت ساختهام...
۲- آخرشَم عهد و پیمونمون یادت رفت؟! هی گفتما بذار تو کفشت!
*برای اینکه دعواها بخوابه(!)، یه دونه حرف "ر" ناقابل به انتهای "مونآمو" افزودم==>مونآمور راستش نظرات متفاوته، اما از اونجایی که این شکل نوشتار غالبه، من هم تبعیت کردم. این دموکرات بودنم شما رو کشته، بدم کشته! راستش تعدادی از ایرانیان ساکن کشور دوست و برادر "فرانسه" در طی این ۸ ۹ ماه تذکر دادند که "مون آمور" صحیحتره. و از طرفی اکثر دوستان هم در قسمت پیوندهای وبلاگشون مون آمور مینوشتند. شاید به صلاح بود که این تغییر صورت بگیره.
+
نوشته شده در دوشنبه
1387/04/24ساعت 1:56 توسط مجید
|
دل ندادم، تو دلبری کردی،
به پارگی پشت پیرهن دلم سوگند...
+
نوشته شده در دوشنبه
1386/12/20ساعت 0:42 توسط مجید
|
۱- آسمانی بودی،
از جنس بلا امّا!
۲- از طرف من آینه رو ببوس...
۳- داری به من لبخند میزنی؟! باور کنم یا نقص ِ فنیه؟!
۴- عزیزم موهای تو پر پشته، موهای من پشت پره!
+
نوشته شده در شنبه
1386/11/13ساعت 10:43 توسط مجید
|
۱- چنان داغی بر دلم نهادهای، که هیچگاه ز عشقت دلسرد نشوم...
۲- باز هم این دل ِ شکستهام در حسرت ِ موهایت، مو برداشتهاست!
۳- از بچگی زمستونا همیشه یاد زمستون ِ پارسال میفتادم! بس که بی تو سخت گذشت...
۴- هم اسیر میکنی هم شکنجه میکنی! یه جورایی شبیه زندان ابوغریبی!
۵- چقدر روسری ِ زرشکی بهت میاد... خوب بابا، زرد! تو که میدونی ما مردا کور رنگیم!
۶- برادراتم حسود نیستن یه چند سالی از دستت راحت شیم!
۷- باز دو بار تو روم خندیدی، عاشقت شدم!
۸- عجبا که همیشه در فکر تو هستم، گر چه در فکر تو جایی ندارم!
۹- اومدم یه سر به نمایشگاه لبخندت بزنم، سر از اوین چشمات درآوردم! جون ِ مجید توی مایههای اتوبان چمرانی!
۱۰- هیچ فکر میکردی بعد از قرنها یه روزی زیبایی ِ چشمای ِ تو باعث ِ غنی سازی ِ ادبیات فارسی شه؟!
به چی میخندی؟ آها، لابد ازین موضوع خیلی خوشحالی!
+
نوشته شده در سه شنبه
1386/09/27ساعت 1:53 توسط مجید
|
۱- در چنگ توایم و میخواهیمَت به چنگ آوریم، حماقت ما را به دل نگیر...
۲- حرفهایت را نه، مهرت را به دل گرفتم!
۳- نه بابا تصادف نکردم، چند شب پیش حواسم نبود از چشت افتادم!
۴- چشمهای ِ ابری ِ من و نگاههای ِ سرد ِ تو، به گمانم امشب تگرگ میبارم...
۵- خودت بهمَم ریختی، زود بیا جمعم کن!
۶- توی ِ تنهاییم، تو تنها تکه توتی ترشی! عزیزم معنیشو ول کن، جون ِ مجید واج آرایی ِ "ت" رو حال میکنی؟!
+
نوشته شده در چهارشنبه
1386/09/21ساعت 10:22 توسط مجید
|